تبلیغات
•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•

•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•

ღ هوا پرشده از دوستت دارم هایی که به باد سپرده ام، کاش پنجره ات باز باشد.ღ




بود...

تلخ ترین کلمه ای که میشناسم


کلمه ای برای ترجمه ی تمام حسرت دنیا...


بود


یعنی دیگر نیست


یعنی تو ماندی و حجم سنگین تنهایی


یعنی صدایی که دیگر نخواهی شنید...


بود


تمام هست هایی که نیست شد...


یعنی یک جای خالی...


بود یعنی


دیگر نیست...



ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ شنبه 16 اردیبهشت 1396 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





پیامبر اکرم(ص):

چه نیکو شفیعی است قرآن در روز قیامت برای کسی که قرآن خوانده باشد . . .


عید اعطای ردای سبز رسالت

به اسوه ی صبر و استقامت خجسته باد


ادامه مطلب



طبقه بندی: مناسبت ها، نوشته هایی برای خودم،

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 ] [ 05:07 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]




همه را میدانم!
ولی...
پنجره را باز کن
نفسی عمیق بکش

انگشت اشاره ات را
مستقیم فشار بده به آیینه!

به خودت بگو:

همه را میدانم...
ولی تو جا نزن!

تو اگر اهل باخت بودی
هزاربار باخته بودی!

باز صبح است
باز بزن بیرون
باز این قمار دنیا را بازی کنی!

چون میدانی رفیق؟

پایان ها بسیارند
ولی
بهترین روز برای شروع
برای پایانی بر پایان ها

همین امروز است...

پس شروع کن.

+ دوستای مهربونم امیدوارم شروع امسالتون شروع شادیهای بی پایان زندگیتون باشه
+ آوا...الینا...گلی جوون...باران...الهه...و همه دوستای مهربونم همیشه یادتون هستم

ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 06:14 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]




برایت رویاهایی آرزو میکنم
تمام نشدنی !
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود ..
برایت آرزو میکنم که
دوست داشته باشی آنچه را که باید دوست بداری .
و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی .
برایت شوق آرزو میکنم
آرامش آرزو میکنم
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خنده ی کودکان
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکودِ بی تفاوتی و ناپاکیِ روزگار .
بخصوص برایت آرزو میکنم :
که خودت باشی
که همیشه "خودت باشی" ...

+ روز عشق مبارک. انشالله همیشه یه عاشق خوشحال و خوشبخت باشین
++ آهنگ وبم تقدیم به شما مهربونا


ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،
برچسب ها:عشق، ولنتاین، دلنوشته،

[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 12:05 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





بنویس که هرچه نامه دادم نرسید
بنویس که یک نفر به دادم نرسید
بنویس قرار من واو هفته بعد
این جمعه که هر چه ایستادم نرسید


+ الهی بخاطر شروع دوباره این تلاش سپاس(من موفق شدم)




طبقه بندی: نیایش، در انتظار مهدی موعود (عج)،

[ جمعه 22 بهمن 1395 ] [ 05:05 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]






هزار قصه نوشتیم بر صحیفه ی دل
هنوز عشق تو عنوان سرمقاله ی ماست....

ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ پنجشنبه 30 دی 1395 ] [ 11:03 قبل از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]




من عاشق هوس های عاشقانه ام
من عاشق گناه دوست داشتنم
دستهایت را به من بده
به جهنم که مرا ب جهنم می برند به خاطر
عشقبازی با خیال تو
"تو خود" بهشتی...

ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 01:42 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]






تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک...
دیگران بیهوده می جویند تسکینم...

محمد علی بهمنی


+ شروع ماه تولدت مبارک بهترینم




طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته،

[ دوشنبه 1 آذر 1395 ] [ 11:17 قبل از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]




بعضی وقتها قلبت نیاز به زمان بیشتری داره
برای قبول چیزی که مغزت از قبل میدونسته!

سلام به همگی
امیدوارم تا امروز که نیمه آبان ماهه پاییز خوبی رو سپری کرده باشین
خداروشکر برای منم خوب گذشته امیدوارم هر روز همه چی بهتر بشه
میگمااا
پاییز بدون باروون که پاییز نمیشه خداکنه یه عالمه روزای بارونی در پیش داشته باشیم
اینجا از اول مهر فقط دوبار بارون اومده....
من یه دوست خیلی خوبی داشتم که یه زمان خیلی خوبی رو باهاش گذروندم یعنی چند سالی بهترین دوستم بود
 بعد کم کم داشت شکل رابطمون عشقی میشد که خیلی زود رابطه عشقیمون رو کات کردیم و بازم تبدیل شدیم به دوتا دوست خوب...
ایشون یکی از بهترین و منطقی ترین و دوست داشتنی ترین دوستانم بودن....
فاصله ای که بینمون افتاد باعث شد یکم کمتر از قبل باهم صمیمی باشیم...
الان یه دوسالی میشد که اصلاباهم حرف نزده بودیم فقط من گاهی براش ایمیل میزدم و این اواخر هم تو تلگرام براش نامه مینوشتم...
و چون هیچوقت جواب نمیداد فکر میکردم اصلا نمیخونه چون از مشغله های کاریش مطلعم که وقت هیچ کاری نداره
تازه 6 ماهه تلگرام نصب کرده اونم اکثر مواقع نیست ....
چند روز پیش که بارون میبارید پیام دادم هوا بارونیه میدونی الان چه حسی دارم مگه نه؟ (من و ایشون بهترین بودنامون تو هوای بارون و برفی بوده)
یهو جواب داد...سلام و احوالپرسی و گفت من همیشه پیامهاتو میخونم اما شرمندت میشم...
از اینکه هنوز یادمی هم خوشحالم هم ناراحت...خوشحالم از اینکه اینقدر خوبی و ناراحتم از اینکه اذیتت کردم و میکنم...
بعد نوشت اگه نوشتن برای من باعث آرامشت میشه خودت صلاح میدونی بنویس...
یه موردی رو فکر کنم باید بهت بگم. من ازدواج کردم....شرمنده باید اینو بهت میگفتم....
منم براش آرزوی خوشبختی کردم...اما نمیدونم چرا اصلا این حرفش باورم نشد...
ایشون که اینهمه وقت نامه هامو نمیخوند بازم ادامه میداد....یا مثلا بلاک میکرد...
یا مثلا میگفت دیگه پیام نده ازدواج کردم...با شناختی که ازش دارم این حرفش باورم نشد...
بگذریم شاید اینم یه جورایی قطع امید بوده...یه جورایی خواسته بگه برو دنبال زندگیت...
البته ایشون همیشه عشق عمیق منو نسبت به عشق همیشگیم میدونست
 و یکی از دلایل اینکه نتونستیم باهم وارد رابطه عشقی بشیم همین بود...من هیچوقت نتونستم برای اون جایگزینی انتخاب کنم...
در هر صورت این دوست عزیز بنده هم گویا متاهل شده...انشالله خوشبخت بشه




طبقه بندی: نوشته هایی برای خودم، عاشقانه ها، شعر، دلنوشته،

[ شنبه 15 آبان 1395 ] [ 10:07 قبل از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





خوشبختی سه ستون دارد
فراموش ڪردن تلخی های دیروز
غنیمت شمردن شیرینی های امروز
امیدواری به فرصت های فردا
الهی ڪه خوشبخت باشید☘






طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته،

[ شنبه 1 آبان 1395 ] [ 05:31 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





صبر پرید از دلم ، عقل گریخت از سرم ...
تا به کجا کشد مرا ، مستی بی امان تو ...


سلام به همه عزیزان
چون ادامه مطالبمو نمیخونین منم همینجا مینویسم

شروع مهر با شروع محرم تلاقی داشت یه جورایی این فصل عاشقی با عشق حسینی گره خورده
امیدوارم سال تحصیلی جدید سالی پر از موفقیت باشه برای همتون
مهر زیبا سایه مهربونیشو به دلاتون بندازه
پاییز رنگیتون پر از عاشقی و بارون و حسای قشنگ باشه
الهی عشق امام حسین و ادامه راه آزادگیش هدف زندگیتون باشه

14 مهر عشق دیرینمو بعد 4 سال دیدم( دقیقا از دیماه 91 ندیده بودمش) اما چه دیدنی...مریض و سرماخورده بود چون با پدرش اومده بودن و تو شهر ما کاری داشتن نمیتونست خیلی پدرشو تنها بزاره نتیجه این شد که فقط تونستیم تو یه محل مزخرف که اصلا دوست ندارم حدود یک ساعت و نیم قدم بزنیم...والا نه یه سفره خونه خوبی بود نه یه پارکی نه یه کافه ای خلاصه که کلی اذیت شدم

بعدم که قول داد فردا ناهارش باهم باشیم
اما فرداش کارشون تموم شده بود و پدرش اصرار که زود برگردن نشد همو ببینیم خیلی اذیت شدم اینقدر گریه کردم که همه فهمیدن یه چیزیم شده
شبشم رفتیم خونه ویلامون و تا جمعه بعد عاشورا اونجا بودیم سعی کردم با شرکت تو مراسما و نذری پزون ها آرامشمو بدست بیارم
خداروشکر بهترم
نتیجه اینکه فصل عاشقی ، بدجوری منو برد به حال و هوای عاشقی گذشته
بگذریم
از امروز دوباره نوشتن پایان ناممو شروع کردم انشالله تا پایان این نیم سال خودمو به دفاع میرسونم

+ الینا...باران...گلی...ازتون بیخبرمااا




طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 04:38 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]




زندگی....
بارش عشق است
بر اندیشه ما
تابش دوست برای همه وقت...
بودنش در همه حال
زندگی...
خاطره ی دوستی امروز است
مانده در طاقچه ی فرداها !

ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 07:17 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





این روزهــــایم به تظاهر می گذرد


تظاهر به بی تفاوتی،

به بی خیـــــالی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"



ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ یکشنبه 17 مرداد 1395 ] [ 03:52 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]


[ چهارشنبه 16 تیر 1395 ] [ 04:40 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]





می دانی … !؟
 به رویت نیاوردم … !
از همان زمانیکه جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “
فهمیدم
پای ” او ” در میان است …

ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،

[ یکشنبه 23 خرداد 1395 ] [ 01:23 بعد از ظهر ] [ sima ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 12 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]