تبلیغات
•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•

•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•
ღ هوا پرشده از دوستت دارم هایی که به باد سپرده ام، کاش پنجره ات باز باشد.ღ  
نویسندگان


زندگی....
بارش عشق است
بر اندیشه ما
تابش دوست برای همه وقت...
بودنش در همه حال
زندگی...
خاطره ی دوستی امروز است
مانده در طاقچه ی فرداها !
سلام به دوستای عزیزم
شهریوری که گذشت برای من پر بود از روزای قشنگ
یه جذب عالی داشتم
یه نقطه عطف بزرگ
سالها بود دلم میخواست تنهایی برم سفر اما خانوادم موافقت نمیکردن
البته حقم داشتن
تو این اوضاع بهم ریخته و نا امن جامعه شاید اگه منم بچه داشتم بهش اجازه خیلی کارا رو نمیدادم
بهر حال مامان و بابا رو راضی کردم بهم اجازه بدن
وقتی کی دادن منم بدون معطلی بلیط گرفتم برای اصفهان
ترسیدم پشیمون بشن
اولین بارم بود میرفتم اصفهان اونم تنها....
ساعت 4 حرکت کردم و 10 و نیم شب رسیدم
از قبل با یکی از دوستانم که اصفهانه هماهنگ کرده بودم یه جای تمیز و قیمت مناسب برای اقامتم پیدا کنه
بالاخره تو همون ترمینال رفتم هتل نزدیک اونجا و برای یه شب اتاق گرفتم
خسته بودم اونشب رو استراحت کردم و از فرداش سعی کردم حسابی از این زمان کم استفاده کنم و خوش بگذرونم
چون محل اقامتم تمیز و امن بود و دسترسیش به همه جا راحت بود برای دو شب بعد هم اقامتم رو تمدید کردم
بهمراه دوستم رفتم باغ پرندگان بعدم تو جاده آتیش/اه تو یه رستوران خیلی قشنگ ناهار خوردیم بعدم منو رسوند هتل و رفت
عصرش با راهنمایی رزروشن هتل رفتم میدون امام و یه چرخی زدم هوا داشت تاریک میشد که برگشتم هتل
تصمیم گرفتم فردا صبح زود بزنم بیرون بازم رفتم میدون امام...رفتم موزه چهلستون...موزه اشیا تزیینی...عالی قاپو...
بعدم که باشنیدن اذان رفتم مسجد امام و نمازمو خوندم تو مسجد بودم یه دوستی که مدتها ازش بیخبر بودم بهم زنگ زد
وقتی گفتم اصفهانم کلی ناراحت شد که چرا قبل رفتن بهش خبر ندادم بعدم برای ناهار دعوتم کرد رستوران نقش امام تو میدون امام
پون محل کارش نزدیک بود زود رسید دم مسجد امام دنبالم
باهم رفتیم یه بریونی خیلی خوشمزه خوردیم و کباب و خورش ماست و دوغ محلی و خلاصه عالی بود هر چند براب این رستوران نیم ساعت معطل شدیم چون خیلی شلوغ بود
بعدم منو رسوند هتل و رفت البته اصرار که تا وقتی هستی بیا خونه ما بمون تشکر کردم و گفتم اینجا راحت ترم
خلاصه بعد استراحن و حمام رفتم یه دوری زدم و برای خانواده یکم سوغتی و گز خریدم
بعدم شام خوردم و برگشتم هتل
ساعت حوالی 10 بود دوستم زنگ زد اگه حالشو داری بیام دنبالت بریم یه دوری بزنیم منم حاضر شدم رفتم پایین
خیلی ناباورانه سر از سی و سه پل در آوردیم واقعا  از این سورپرایز خوشحال شدم کلی قدم زدیم بعدم رفتیم پل خاجو اما خیلی شلوغ بود توقف نکردیم رفتیم بستنی خوردیم و منو رسوند حوالی 12 رسیدم هتل...اینقدر اون روزا اصفهان شلوغ بود که شباش هم عین روز همه بیرون بودن
خلاصه فردا صبح زود بیدار شدم حمام کردم و ساکمو بستم چون میخواستم برم جلفا و ممکن بود دیر برسم کارامو کردم چون ساعت 2 بلیط برگشت داشتم
رفتم پایین صبحانه بعدم رفتم از دفتر آزانس بلیطمو که رزرو کرده بودم گرفتم و برگشتم هتل تسویه کردم و گفتم ظهر کلیدو تحویل میدم...9 صبح زدم بیرون با اتوبوس رفتم خیابون خاقانی بعدم منطقه جلفا...کلیسای وانک...کلیسای بیت الحم...بعدم رستوران ترنج( خانه هووانس) ... عالی بود یه ناهار لذیذ... و کلی عکس خاطره انگیز....رسیدم هتل و سریع ساک و برداشتم و کلید و تحویل دادم رفتم سوار اتوبوس شدم ساعت 9 با احتساب ترافیک رسیدم خونه..

سفر تنهایی خیلی سخته و سختیاش غیر قابل وصف ولی به همون اندازه شیرین و خاطره انگیز
بهترین سفرم بود
امیدوارم بازم سفرای خوبی برم

منتظر پاییز رنگی و عاشقم..
پاییزتون پر از رنگای قشنگ


طبقه بندی: عاشقانه ها، شعر، دلنوشته، نوشته هایی برای خودم،
[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 06:17 بعد از ظهر ] [ sima ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


سلام به دوستای عزیزم
به خونه جدید من خوش اومدین
امیدوارم دوستای خوبی باشیم و به
هیچ چیز جز دوست داشتن همدیگه
فکر نکنیم چون " مهم دوست داشتنه"
♥♥♥♥♥
دوستای گلم اینجا خونه منه پس یه
حریم شخصیه حق دارم بعضی وقتا
برای دل خودم بنویسم ممکنه نتونم
به بعضی ها رمز بدم خواهش میکنم
آجی سیما رو ببخشین و بدونین
عاشق تک تکتونم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


دانلود آهنگ