تبلیغات
•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•

•.❤ مهم دوست داشتنه ❤.•
ღ هوا پرشده از دوستت دارم هایی که به باد سپرده ام، کاش پنجره ات باز باشد.ღ  
نویسندگان

کاروانسرای خواجه نظر (جلفا)
5 مرداد 97
ساعت 3:50 عصر
سفرنامه

قشنگترین اتفاقی که تو مرداد ماه امسال برام افتاد همین سفر تبریز بود.
بعد مدتها دوباره و تو یه تصمیم ناگهانی و یه .ودتا تو خونه دعوت عزیزترین دوستم رو لبیک گفتم و رفتم تبریز...
ظهر چهارشنبه 3 مرداد ساعت 11 و نیم بلیط گرفتم و راه افتادم.
مسیر طولانی شد از بس توقف اتوبوس زیاد بود ( بدلیل نوسانات قیمت دلار و این گرونی و تورم بی سابقه قیمت پرواز هوایی تهران به تبریز بین 380 تا 450 بود و من مثل همیشه با توجه به بودجه خودم مقرون به صرفه ترین راه یعنی سفر با اتوبوس رو انتخاب کردم هر چند هر کی منو میشناسه میدونه چقدر سفر با اتوبوس برام خسته کنندس)
خلاصه حوالی ساعت 7 و 45 دقیق رسیدم تبریز و با استقبال این عزیزترین مواجه شدم که چقدر مهمان نوازانه خستگی از تنم به در کرد...
باورم نمیشد بعد 4 سال دیدمش
محل اقامتم شهر زیبای جلفا بود....چهارشنبه صبح به همراهی این عزیزترین رفتیم "آبشار آسیاب خرابه".... بینظیر...زیبا...هیجانی...
هرچی بگم کم گفتم از بس حالم خوب شد...کلی خیس شدم که تو اون گرمای شدید خیلی سرحالم کرد...
کلی عکسای قشنگ... بلال خوردن... حرفیدن...خندیدن...
بعدم رفتیم "حمام کردشت" که معماری بینظیرش منو وادار میکرد از هر زاویه توش عکس بگیرم
هر چند یه ماجرای کوچولویی منو مکدر کرد که تا عصر حالم گرفته بود و یه کوچولو بابتش تو پارک کوهستان گریه کردم اما در کل عالی بود...
دیدن جاده مرزی ارس...عکس گرفتن در کنار رودخانه ارس... بودن با عزیزترینم که مثل یه تور لیدرِ همه چی تموم هر جایی میرفتیم کامل و جامع برام توضیحات و معرفی مکان رو میگفت برام عجیب دلچسب و خاطره انگیز شد
بعدم رفتیم یه رستوران زیبای سنتی به نام " اوبا" و یه ناهار خوشمزه خوردیم
عصر هم یه گشتی تو پارک کوهستان زدیم و بعدش رفتیم بازار...یه کوچولو خرید کردم ...
جمعه صبح برناممون بود بریم "کلیسای سنت استپانوس" اما قبلش رفتیم دوباره " اوبا" و یه املت دلچسب خوردیم...البته گرما به شدت آزار دهنده شده بود...
حوای یازده بود رفتیم سمت کلیسا... چه جاده قشنگی... رسیدیم و قدم زنون رفتیم بالا که با شنیدن صدای موسیقی آذری تصمیم گرفتیم بریم تماشا...
هوای عالی زیر سایه درختای کهنسال... موسیقی آذری زنده...حتی منی که اصلا زبون آذری بلد نیستم رو چنان به وجد آورده بود که به کل زمان و مکان رو فرموش کرده بودم...
به به عالی بود... میهمانان و گردشگران هم تو رقص آذری سنگ تموم گذاشتن و ما حسابی مستفیض شدیم

خلاصه به سختی دل کندیم و رفتیم سمت کلیسا و عکس گرفتن و کیف کردن... بعدم برشتیم و رفتیم یه رستوران و یه کباب لذیذ نوش جان کردیم...
بعدم قدم زدن تو پارک درنا و رفتن به سمت کاروانسرای "خواجه نظر"... خیلی دیدنی و زیبا بود کلی عکس خوشگل گرفتم...
یه هدیه زیبا هم که یادگار این سفر بیادمونیه از این کاروانسرا گرفتم یه کاسه سفال سرامیک با نقاشیهای بسیار خوشرنگ...
بعدم که قرار شد برگردم تبریز و بیام کرج و وقت وداع و بغض و ...
که به دعوت آسیه عزیزم( همکلاسیم) رفتم تبریز و تا یکشنبه شب مهمونشون شدم...
ساعت حوالی 9 و نیم رسیدم تبریز که آسیه جونم به همراه همسرش و دتا جوجه های قشنگش اومدن استقبالم...
بماند که همه مسیر جلفا تا تبریز به اشک ریختن گذشت...
اما با دیدن آسیه و خانوادش حالم خیلی خوب شد... رفتیم یه باغچه سنتی" داملا باغچیسی"( دوستام میدونن من عاشق باغچه و رستوران های سنتی ام)
یه کباب خوشمزه اونم با یه موسیقی زنده آدری عجیب دلچسب بود...
رفتیم خونه و استراحت...صبح با بودن کنار محمد و علی کلی حس خوب اومد تو وجودم... با آسیه رفتیم خرید یه مانتو بنفش که رنگشو خیلی دوست دارم خریدم... با یه بلوز و تونیک و یه جفت کفش برای مامی...
ناهار...دوش گرفتن و رفع خستگی... خوابیدن بچه ها... من و آسیه و یه عالمه حرف... اینقده با این از خواهر نزدیکتر حالم خوب شد که فقط خدا میدونه...
باورم نمیشد خونه آسیه اینقدر راحت باشم انگار نه انگار باره اولی بود که خونشون میرفتم... البته همسر مهربونش و مهمون نوازی ایشونم دلیل خوبی برای این آرامش و راحتی من بود...
شب رفتیم "پارک ائل گلی" دوستاشونم دعوت کردن و کلی خوش گذشت... عکسای قشنگ...شام خوشمزه... خوش و بش و تفریح... عالی بود...
فردا صبح سودابه بهم پیام داد و قرار گذاشتیم ساعت 10 و نیم همو ببینیم...
صبحانه خوردم و رفتم آماده بشم...محمد اومد پیشم...آسیه گفت اذیتت نکنه گفتم نه بابا کاری نداره بچم...
موقع رفتن یهو دیدم محمد کوچولو تمام این مدتی که ساکت بوده مشغول خرابکاری بوده و تموم کرم پودر منو ریخته رو سرامیک و مالیده به خودش و دیوار...
خلاصه صحنه اینقدر خنده دار بود که اصلا نمیدونستم به زنگهای سودابه توجه کنم یا به خرابکاری محمد برسم... کلی خندیدم...
بعدم رفتم پایین و سودی رو دیدم... خدای من تا حالا ملاقات حضوری نداشتیم و این دیدار بینهایت هیجان انگیز بود برام...با سودی رفتیم دور دور... و یه کافه تو ولیعصر برقها رفته بود و سرویس دادنشون با مشکل مواجه شده بود که مجبور شدیم بیاییم بیرون...
رفتیم یه پارک همون حوالی که من متوجه شدم گوشیمو جا گذاشتم تو کافه
کلی خندیدیم و حرف زدیم بعدم برگشتیم کافه و گوشیمو گرفتم و آبمیوه خوردیم و رفتیم مرکز خرید اونورا یه دوری زدیم و سودی عزیزم زحمت کشید و منو برگردوند خونه آسیه...
بعد ناهار یکم خوابیدم و بعدش زنگیدم ترمینال و بلیط برگشتمو برای شب رزرو کردم... آسیه زحمت کشیده بود و برای شام کوفته تبریزی درست کرد که بینظیر بود هنوزم مزش زیر دندونمه... همسرش اومد ازشون تشکر کردم و خداحافظی کردم...بهم یه جفت شمعدان خیلی زیبا هدیه دادن که حسابی شرمنده شدم... بعدم همسرشون رفت برای کاری بیرون که منم چمدانمو بستم و اسنپ گرفتم برای ترمینال و خداحافظی کردم...
یکشنبه 7 مرداد حوالی 9 و نیم شب هوای بارونی...خداحافظی با آسیه عزیزم و اون کوچولوهای شیرین و چشم قشنگ... اینقدر دلگیر بود که منم تا ترمینال باریدم...
حوالی 11 شب از تبریز خارج شدم و 6 صبح رسیدم کرج...اسنپ گرفتم و نزدیکای خونه بودم مامان زنگید کی میرسی بابا بیاد دنبالت که گفتم تا 2 دقیقه دیگه خونه ام...
رسیدم و مستقیم رفتم تو تخت و تا 11 خوابیدم...
این سفر برام پر از خاطره بود و لذت...
الهی شکر





طبقه بندی: نوشته هایی برای خودم،
[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 08:48 بعد از ظهر ] [ sima ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


سلام به دوستای عزیزم
به خونه جدید من خوش اومدین
امیدوارم دوستای خوبی باشیم و به
هیچ چیز جز دوست داشتن همدیگه
فکر نکنیم چون " مهم دوست داشتنه"
♥♥♥♥♥
دوستای گلم اینجا خونه منه پس یه
حریم شخصیه حق دارم بعضی وقتا
برای دل خودم بنویسم ممکنه نتونم
به بعضی ها رمز بدم خواهش میکنم
آجی سیما رو ببخشین و بدونین
عاشق تک تکتونم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


دانلود آهنگ